جستجو
   
    Delicious RSS ارسال به دوستان خروجی متنی
    کد خبر : 26006
    تاریخ انتشار : 7 اردیبهشت 1392 14:47
    تعداد بازدید : 548

    گفتگو با دكتر بهروز اخلاقي:

    حق مالكيت فكري حقي بشري

    كشورهاي صنعتي، پيشگام اختراعات بودند. اختراعات هم زاده تراوش هاي فكري انساني است. در نبود حمايت هاي قانوني از اين اختراعات، به راحتي مي توان به آنها دستبرد زد و از آنها كپي برداري كرد.

    گفت وگو با بهروز اخلاقي، استاد دانشگاه ؛ حق مالكيت فكري حقي بشري - يوسف ناصري



    مالكيت فكري )Intellectual property(‌در برگيرنده دو بخش مالكيت ادبي و هنري و مالكيت صنعتي است. بخش اول از مالكيت فكري به دفاع از حقوق مولفان، هنرمندان، مصنفان و پديدآورندگان نرم‌افزارها و مالكيت صنعتي به دفاع از حق اختراع، علائم تجاري و صنعتي و طرح‌هاي صنعتي مي‌پردازد. حمايت و دفاع از حقوق مالكيت فكري در اسناد بين‌المللي حقوق بشر همچون اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق مدني و سياسي و ميثاق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مورد توجه بوده است و بررسي اين حقوق در حوزه مالكيت فردي معنا پيدا مي‌كند.


    حق مالكيت فكري براين نكته دلالت دارد كه حق انحصاري از يك اختراع، اثر و ايده جديد براي مدت معيني به مخترع و پديد آورنده و يا نويسنده و هنرمند تعلق مي‌گيرد. حق مالكيت از دو بعد مادي و معنوي به حمايت از مخترع، نويسنده و پديدآورنده مي‌پردازد. در چارچوب سازمان ملل متحد، يك ارگان تخصصي با عنوان سازمان جهاني مالكيت فكري )WIPO(، مسوول رسيدگي به امور مرتبط با مالكيت فكري شد - ۱۳۴۶۶۱۹۶۷ ش - ايران به عنوان يكصد و هفتاد و ششمين عضو سازمان‌جهاني مالكيت فكري پذيرفته شده ولي هنوز به كنوانسيون جهاني مالكيت فكري نپيوسته است. ضمنا بدون پذيرش كنوانسيون‌هاي جهاني مرتبط با حقوق مالكيت فكري، عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني )WTO( نيز تحقق نخواهد يافت. در گفت‌وگو با دكتر بهروز اخلاقي، استاد دانشگاه به ضرورت‌ها و پيامدهاي احترام گذاشتن به حقوق مالكيت فكري در سطح داخلي و بين‌المللي پرداخته شده است. اخلاقي اعتقاد دارد كه مراعات حقوق مالكيت فكري و پذيرش كنوانسيون‌هاي مربوطه موجب حفظ اعتبار كشور ما در سطح جهاني نيز خواهد شد.


    - در ميثاق جامعه ملل ۱۹۱۹۹)‌، دولت‌هاي عضو مي‌پذيرند كه از جنگ بپرهيزند، حقوق بين‌الملل را كاملا رعايت كنند و تكاليف ناشي از معاهدات در روابط متقابل اقوام متمدن اجرا شود. دولت‌هاي استعمارگر نيز مكلف مي‌شوند كه آزادي وجدان و دين را در ملل مستعمره، تضمين كنند، وضعي عادلانه و انساني در آن جوامع به‌وجود بياورند و عادات برده فروشي و قاچاق اسلحه رايج در آنجا را دفع كنند. در حالي كه در ماده ۲۷ اعلاميه جهاني حقوق بشر ۱۹۴۸۸)‌گفته شده كه هركس حق دارد از حمايت مادي و معنوي آثار هنري، علمي و فرهنگي خودش بهره‌مند گردد. چرا در منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر، توجه جدي به امور فرهنگي و حقوق مالكيت فكري براي استقرار صلح جهاني در نظر هست ولي در ميثاق جامعه ملل، نسبت به اين امر، حساسيت وجود نداشت؟


    اسناد بين‌المللي يك روند تكاملي و گام به گام را طي كرده‌اند. زماني كه منشور ملل متحد تنظيم شد، كشورهاي فاتح به اين نتيجه رسيدند كه جنگ ناشي از عدم تفاهم ملت‌ها و فرهنگ‌ها نيز مي‌تواند باشد. به همين دليل در اين منشور به اين جنبه‌ها و بويژه اين كه بايد روابط فرهنگي توسعه پيدا كند تا تفاهم بين ملت‌ها به‌وجود بيايد، توجه شد.


    در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق مدني - اجتماعي و ميثاق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به صورت متمركز بر مسائل خاصي متمركز شدند و گفته شد كه اين مجموعه مي‌تواند ضامن صلح جهاني باشد. هنوز هم يعني بعد از گذشت ۶۰ سال از جنگ جهاني دوم، گفته مي‌شود كه خصومت‌ها ناشي از اختلاف فرهنگي است و حتي پاپ هم به عنوان مظهر مسيحيت نتوانست از اين جار‌وجنجال دور باشد.


    به نظر مي رسد كه جامعه‌بين‌المللي، همچنان روي حرف اول خودش تاكيد مي‌كند و براي اين كه ريشه جنگ را بخشكاند، بايد گفت‌وگوي بين تمدن‌ها برقرار كند و به جنبه‌هاي حقوق بشري بيش از پيش اهميت بدهد.


    - بر چه مبنا رعايت حق و حقوق مالكيت فكري از نظر اسناد بين‌المللي مي‌تواند در استقرار و حفظ صلح و امنيت بين‌المللي جايگاه خاصي داشته باشد؟


    جامعه بين‌المللي به اين نتيجه رسيد كه پديده‌ها، آفرينش‌ها و تراوش‌هاي فكري بشر به نوعي با حقوق بشر ارتباط دارد و بايد از آن حمايت شود. وقتي ما از بشر صحبت مي‌كنيم، هويت و ماهيتي در نظر داريم كه با تمام استقلال و در طول زندگي خودش، همانطور كه مي‌تواند منشا بروز جنگ باشد، مي‌تواند خلاق و اثرگذار در جهت صلح هم باشد. مالكيت فكري نيز جلوه‌هايي از آفرينش‌هاي هنري و فكري بشري است. به همين دليل، به نظرشان رسيد براي حفظ اين حقوق، بايد چاره‌انديشي بشود و مكانيسم‌ها و ساختارهايي را تعبيه كنند كه اين نوع حقوق را تحت پوشش قرار بدهد.


    - اولين قانون مالكيت معنوي درخصوص حق اختراع در سال ۱۴۷۴ در جمهوري ونيز وضع شد و هر مخترع حق داشت انحصار بهره‌مندي از منافع حاصل از آن را به مدت ۱۰ سال نصيب خودسازد و در بريتانيا حق انحصاري مخترع در سال ۱۶۲۳ و پذيرش چنين حقي در فرانسه و ايالات متحده به ترتيب در سال‌هاي ۱۷۶۲ و ۱۷۹۰ به رسميت شناخته مي‌شود. چرا چنين حقي در جوامع غربي پذيرفته شد و پذيرش اين حق، چه تاثيري در صنعتي شدن جوامع غربي داشت؟


    در حقوق رم، از حقوق عيني افراد حمايت مي‌شد ولي در سال ۱۴۷۴ قانوني وضع مي‌شد تا براي اولين بار از مالكيت فكري حمايت كند. اولين جرقه براي حمايت از حق اختراع افراد در ونيز زده شد ولي در آن دوران، هنوز صنعت و تكنولوژي چندان توسعه پيدا نكرده بود ولي به تدريج دولت‌ها پذيرفتند كه بايد از حق مخترعان، هنرمندان و نويسندگان حمايت كنند. چنين حمايتي باعث مي‌شود كه هنرمندان، مولفان و مخترعان، انگيزه بيشتري براي ابداع و اختراع پيدا كنند. البته در سده‌هاي گذشته، ايتاليا به مفهوم يك كشور منسجم و يكپارچه مطرح نبود ولي بريتانيا وضعيت خاصي داشت و اولين انقلاب صنعتي هم در اين كشور روي داد و كشوري پيشرو در زمينه اختراعات بود. به گونه‌اي كه حتي آلماني‌ها و ساير اتباع اروپايي از اختراعات انگليسي‌ها تقليد و كپي‌برداري مي‌كردند و انگليسي‌ها سرآمد مخترعان بودند. دقيقا الان يك سيكل تاريخي پيدا شده و چيني‌ها و كره‌اي‌ها از اختراعات غربي‌ها تقليد مي‌كنند. دو قرن پيش، آلماني‌ها متهم مي‌شدند به تقليد و كپي كردن از اختراعات انگليسي‌ها و الان اين اتهام به چيني‌ها و كره‌اي‌ها وارد است.


    در نيمه دوم قرن نوزدهم و با گسترش علم و فناوري و بازارها، مساله حمايت از مالكيت صنعتي مطرح شد و اولين كنوانسيون بين‌المللي با عنوان كنوانسيون پاريس ۱۸۸۳۳) در حمايت از مالكيت فكري تهيه و تدوين شد و چند سال بعداز آن، كنوانسيون برن ۱۸۸۶۶)‌تهيه و به تاييد برخي كشورها رسيد. چون در نمايشگاه بين‌المللي وين ۱۸۷۳۳)‌و نمايشگاه پاريس ۱۸۸۲۲)، مخترعان و هنرمندان، به خاطر ترس سرقت ايده‌هاي جديدشان، به طور جدي و با خيال آسوده، در نمايشگاه‌ها شركت نمي‌كردند. تا اين كه بالاخره حقوقدانان و صاحب‌نظراني همچون ويكتور هوگو، كنوانسيون پاريس را جهت حمايت از نوآوري‌ها و اختراعات، علائم تجاري و طرح‌ها و مالكيت صنعتي و كنوانسيون برن را به منظور حمايت از مالكيت‌هاي ادبي و هنري تهيه كردند و كشورهايي آن كنوانسيون‌ها را به رسميت شناختند. به مرور زمان كنوانسيون‌هايي در موضوعات نويني مثل نرم‌افزارها نيز تهيه شد. از اين طريق، برخي كشورها پذيرفتند كه از حقوق مالكيت فكري اتباع خودشان حمايت كنند. فرضا ما اختراعات بزرگي مثل <برق> را داريم كه تحول اساسي در زندگي بشر به‌وجود آورده است. بنابراين بايد كاري مي‌كردند كه حقوق مخترعان محفوظ بماند.


    - در همان بريتانيا يا پادشاهي متحد ) U.K (‌، پارلمان در سال ۱۷۰۹ با تصويب قانون آن )Anne(‌حق مولف را به رسميت مي‌شناسد. در سال ۱۷۴۱، پادشاه دانمارك حقوق مولفان را مي‌پذيرد. ايالات متحده در ۱۷۹۰ قانون مالكيت فكري را تصويب مي‌كند، فرانسه قبل از انقلاب ۱۷۸۹، قانون مولف را مي‌پذيرد و در ۱۷۹۱ و ۱۷۹۳، حق نمايش، حق نشر و تكثير و حق مولف را پذيرا مي‌شود. چرا اين همه تاخير در پذيرفتن حق مولف و هنرمند نسبت به حق اختراع رخ مي‌دهد با علم به اين كه چندين دهه از اختراع دستگاه چاپ هم مي‌گذشت؟


    اينها مسائلي است كه خيلي كند پيش مي‌رود. مثلا در ايران و در سال ۱۳۱۰ شمسي اولين قانون مربوط به اختراعات و علائم تجاري به تصويب رسيد. تصويب اين قانون، براي اولين بار در منطقه خاورميانه اتفاق مي‌افتاد. يعني ما ۷۵ سال قبل، قانون اختراعات را تصويب كرده‌ايم ولي هنوز كنوانسيون بين‌المللي برن را كه مربوط به حقوق مالكيت ادبي و هنري است، نپذيرفته‌ايم. در كشورهاي غربي هم تحولات به كندي رخ مي‌داد و در واقع مقطع زماني گذر از جامعه قرون وسطي به انقلاب صنعتي بود. پذيرش حقوق مالكيت فكري، يكي از علل تحقق انقلاب صنعتي بود وگرنه كسي انگيزه‌اي براي اختراع پيدا نمي‌كرد. الان هم در ژاپن، كره جنوبي و چين به بچه‌ها مي‌گويند اگر مي‌خواهيد پيشرفت كنيد، اختراع جديد بايد داشته باشيد. چون اختراع جديد، سودآور است و به نام شخص مخترع ثبت مي‌شود. هنوز هم انگيزه اصلي انسان براي اختراع كردن همين چيزها است.


    - در برخي از جوامع غربي، حق مالكيت فردي پذيرفته شده بود ولي اين كه چهارصد سال قبل، حق مولف نيز رسميت پيدا كند، جالب به نظر مي‌آيد؟


    جالب از اين نظر كه به حوزه عمومي وارد شد و تحولي شگفت را رقم زد. تا قبل از پذيرش آن، چنين بحث‌هايي مطرح بود ولي به قدري اهميت داشت كه اركان قدرت را در برگرفت و وارد قلمرو عمومي برخي جوامع شد. براي مثال، حمايت از حقوق مولف در بريتانيا به صورت گام به گام پيش رفت. اول، مقرره‌اي مطرح شد كه كسي حق ندارد از كتاب و تاليف ديگري، رونويسي كند. دوم گفتند كه اگر كسي تاليفي يا هنري دارد مي‌تواند از طريق فروش آن محصول، بهره‌مند شود و در نهايت به اينجا رسيد كه دولت از حقوق مولفان در مقابل هر نوع تهديد حمايت مي‌كند و مي‌كوشد حقوق آنها را حفظ كند. وقتي كه هنرمندان و نويسندگان متوجه شدند كه امكان سرقت آثار ادبي و هنري آنها وجود ندارد، با خيال راحت و اطمينان خاطر، به آفرينش‌هاي هنري وادبي جديدي دست زدند و تحولاتي را به وجود آوردند.


    - چرا در قرن نوزدهم، دولت‌هاي اروپايي به اين نتيجه رسيدند كه الزاما بايد كنوانسيون‌هايي بين‌المللي را به تصويب برسانند تا با وجود چنين ساز و كارهايي به صورت يكسان و مطابق قاعده معين از حقوق اتباع خودشان حمايت كنند؟


    كشورهاي صنعتي، پيشگام اختراعات بودند. اختراعات هم زاده تراوش‌هاي فكري انساني است. در نبود حمايت‌هاي قانوني از اين اختراعات، به راحتي مي‌توان به آنها دستبرد زد و از آنها كپي برداري كرد. دولت‌هاي اروپايي كه متولي برگزاري نمايشگاه‌هاي بين‌المللي بودند، متوجه شدند كشورها نگراني خاصي دارند از اين كه محصولات خودشان را به معرض نمايش بگذارند. چون مي‌ديدند كه احتمال كپي برداري از آنها وجود دارد. بنابراين دولت‌ها براي حمايت از مخترعان كه شهروندان خودشان محسوب مي‌شدند و براي گسترش صادرات و حفظ منافع ملي به اين نتيجه رسيدند كه با مكانيسم‌ها و ابزارهاي حقوقي، وسيله حمايت از حقوق مخترعان و مكتشفان خودشان را فراهم كنند تا آنها نگران سرقت، تقليد و سوءاستفاده از آفرينش‌ها و اختراعات خود نباشند. درواقع جنبه اقتصادي موضوع هم براي دولت‌هاي غربي مطرح بود و اين كه مي‌خواستند از طريق صادرات، در بازارهاي جهاني نفوذ كنند و محصولات خودشان را به فروش برسانند.


    - شيلي و پرو به ترتيب در سال‌هاي ۱۸۳۴ و ۱۸۴۹ حق مولف را به رسميت مي‌شناسند، در سال ۱۸۸۴ نيز كنوانسيون پاريس با پذيرش ۱۱ كشور اجرايي شد و در همان زمان، بريتانيا و تونس به آن پيوستند. ايران هم در سال ۱۳۳۷ به آن پيوست و يا كنوانسيون برن در سال ۱۸۸۶ به تصويب مي‌رسد ولي ايالات متحده آمريكا در سال ۱۹۸۹ عضو آن مي‌شود. تبعات و پيامدهاي كشورهايي كه امروزه هم جزو كشورهاي درحال توسعه محسوب مي‌شوند و پيشگام پيوستن به برخي كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حقوق مالكيت فكري بوده‌اند، چه بوده است؟


    كشورهايي كه به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حقوق مالكيت فكري پيوسته‌اند به دو دسته تقسيم مي‌شوند. يك گروه كشورها صنعتي هستند يا بودند و مي‌خواستند از اختراعات و محصولات صنعتي اتباع خودشان حمايت كنند. كشورهاي ديگر هم به دليل اين كه در جامعه بين‌المللي داراي حيثيت و آبرو باشند، به اين اعتبار به آن كنوانسيون‌ها ملحق شدند وگرنه پرو و يا برزيل كشورهاي صنعتي نبودند. الحاق آنها به اين كنوانسيون‌ها به خاطر حفظ حيثيت و اعتبارشان بوده است.


    - آيا تبعات پيوستن به كنوانسيون‌ها را در نظر نداشتند و به خاطر حفظ شان بين‌المللي در جهان به چنين اقدامي دست مي‌زدند؟


    شايد متوجه تبعات آن نبودند و يا نمي‌دانستند چه تعهداتي براي آنها بعدا ايجاد مي‌كند. همچنان كه ما قبل از انقلاب به منشور آزادي‌ها پيوستيم ولي بعداز انقلاب، دولت انقلاب اسلامي اعلام كرد كه ما نمي‌دانستيم چنين الحاقي چه تبعاتي دارد و اعلام كرد برخي از مفاد منشور مذكور با حقوق اسلامي منافات دارد و ما آن قسمت‌ها را قبول نداريم و يا بعضي كشورها متوجه شدند كه ديگر نمي‌توانند از اختراعات كشورهاي صنعتي تقليد و كپي‌برداري كنند ولي ديگر عضو كنوانسيون شده بودند.


    ايالات متحده هم در يك مقطع، بازيگر صحنه بين‌المللي نبود و به اين مسائل اهميت نمي‌داد. اما از زماني كه به عنوان يك قدرت سياسي مطرح شد، كنوانسيون‌ها را پذيرفت و براثر پيشرفت سرسام آوري كه داشت، آمريكايي‌ها متوجه شدند آن كنوانسيون‌ها كارساز نيست و معيارهاي بالاتري را تدوين كردند.


    - در بند ۲ ماده ۱۹ ميثاق بين‌المللي مدني و سياسي ۱۹۶۶۶) برحق آزادي بيان و اين كه هركس حق دارد افكار و اطلاعات را به هر طريق كه مايل است اخذ كند و اشاعه دهد تاكيد شده است. در ميثاق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ۱۹۶۶۶)‌برحق شركت افراد در زندگي فرهنگي، بهره‌مندي از پيشرفت‌هاي علمي و حمايت از منافع معنوي و مادي ناشي از هرگونه اثر علمي، ادبي و هنري تاكيد مي‌شود و كشورهاي عضو ميثاق مي‌پذيرند كه آزادي لازم را براي تحقيقات علمي و فعاليت‌هاي خلاق محترم بشمارند. سازمان جهاني مالكيت فكري در سال ۱۹۶۷ مقرر مي‌شود كه تاسيس شود. چرا تاسيس چنين سازماني در چارچوب ملل متحد با تاخير صورت گرفت تا از بخشي از حقوق انساني تصريح شده در اعلاميه جهاني حقوق بشر هم دفاع و حمايت كند؟


    به نظر من تاسيس سازمان ملل متحد، نقطه عطفي در تاريخ سياسي قرن بيستم است. سازمان ملل با خودش سازمان‌ها و ارگان‌هاي تخصصي متعددي را در حوزه‌هاي مختلف كاري تاسيس كرد و هر يك از اين سازمان‌ها از بعد خاصي به قضايا و مسائل بين‌المللي توجه داشتند. اما بعداز جنگ جهاني دوم و تاسيس سازمان ملل متحد، اينقدر حقوق مالكيت فكري توسعه پيدا كرد. براي مثال كنوانسيون رم به منظور حمايت از توليدكنندگان آثار صوتي و تصويري در سال ۱۹۶۱ و كنوانسيون آثار شنيداري كه مربوط به استفاده از ماهواره‌ها است در ۱۹۷۴ تهيه و تدوين شد و كنوانسيون‌ها و معاهدات ديگري هم به تصويب رسيد. در نتيجه كشورهاي عضو ملل متحد به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است سازمان مستقلي، متولي امر مالكيت فكري باشد. برهمين اساس، سازمان جهاني مالكيت فكري )WIPO(‌در سال ۱۳۴۶۶۱۹۶۷) تاسيس شد و اداره امور مالكيت فكري را در سطح جهان در كف با كفايت اين سازمان گذاشتند كه هم بر حسن اجراي كنوانسيون‌هاي مرتبط با حقوق مالكيت فكري نظارت كند و هم كشورها را تشويق كند به حمايت از اين حقوق.در حال حاضر، سازمان جهاني مالكيت فكري براجراي ۲۲ كنوانسيون در سطح جهان نظارت دارد. منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر، صرفا اسنادي هستند كه تهيه شده‌اند ولي بايد سازمان‌هايي وجود داشته باشد تا آن موارد اعلامي را به اجرا درآورد.


    - در ايران، علاوه بر تصويب قانون ثبت علائم و اختراعات در سال ۱۳۱۰، قانون حمايت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان در سال ۱۳۴۸ به تصويب رسيده است و برخي قوانين ديگر هم در كشور ما به صورت مصوب وجود دارد، در واقع مشكل ما عمدتا در حوزه بين‌المللي حق مالكيت فكري خودش را بروز مي‌دهد؟


    بله؛ ظاهرا اين جور شده و ما با آن بخش، بيشتر مشكل داريم. اما سوال اين است كه چگونه ما در سال ۱۳۱۰ و حتي قبل از آن در سال ۱۳۰۴ قانوني را تصويب مي‌كنيم كه در كل منطقه خاورميانه، اقدامي پيشتازانه است؟ چون در آن زمان باب مراودات بين‌المللي ما با دنيا باز شده بود و كالاها و محصولات خارجي با علائم و اسامي مخصوص به كشور ما وارد مي‌شد. در همان زمان، كشورهاي ديگر اعلام كردند كه اگر مي‌خواهيد ما با همديگر مراوده داشته باشيم بايد از علائم و اختراعات ما حمايت كنيد و ايران هم مجبور شد قانون ۱۳۱۰ شمسي را به تصويب برساند. اما وقتي بحث كنوانسيون برن مطرح مي‌شود، اصلا ايران اعتقادي به حق مولف و به طور كلي حقوق مالكيت فكري نداشت. فرضا هنرمندي، يك قطعه موزيك مي‌نواخت و ديگران هم بدون اجازه، آن را ضبط و تكثير مي‌كردند و يا از كتاب‌هاي نويسندگان، رونويسي مي‌كردند. اما در ايام قبل از تصويب قانون حمايت از حقوق مولفان در سال ۱۳۴۸، سر و صداي نويسندگان و هنرمندان بلند شد و سرقت‌ها و تقليدها و ضبط و تكثير غيرمجاز شيوع پيدا كرد. در نتيجه قانونگذار ايران ديد كه يك واقعه اجتماعي پيش آمده و بايد موضع بگيرد. بنابراين قانوني را در حد حمايت از آفرينش‌هاي ادبي و هنري ملي به تصويب رساند ولي بحث بين‌المللي مطرح نشد.


    اين موضوع هم مطرح شد كه چرا ايران از حقوق و مالكيت‌هاي فكري در سطح بين‌المللي حمايت نمي‌كند. حتي ايران در جامعه بين‌المللي تا حدودي بدنام شد و كشورهاي ديگر مي‌گفتند ايراني‌ها بدون پرداخت حق كپي به نويسندگان و هنرمندان خارجي مي‌آيند كتاب‌هاي آنها را ترجمه مي‌كنند و يا نقاشي‌هاي آنها را كپي مي‌كنند.


    در آن دوره، اين بحث پيش كشيده شد كه ايران در سطح جهاني توليدكننده توانمندي نيست كه بخواهد از حقوق مالكيت فكري در سطح جهاني حمايت كند و اگر ما به كنوانسيون برن بپيونديم، چيزي براي عرضه به خارج نداريم و بيشتر استفاده كننده از محصولات فكري ديگران هستيم.


    - يعني قانونگذار نتيجه گرفت پيوستن ايران به كنوانسيون برن كه حمايت از حق مولف را در سطح جهان در نظر دارد به ضرر كشور است؟


    بله؛ به نظرشان رسيد كه اين كار، براي كشور ما بار مالي دارد و الان كه تعهد بين‌المللي نداريم و پولي نمي‌دهيم، مي‌توانيم از آثار نويسندگان و هنرمندان كشورهاي ديگر استفاده كنيم. پس چرا بايد كاري كنيم كه بار مالي براي كشور داشته باشد. اما موضوع وقتي براي ما حاد و حساس شد كه هندي‌ها و پاكستاني‌ها آمدند طرح‌هاي فرش‌هاي اصيل ايراني را تقليد كردند و سهم ايران در صادرات فرش در بازارهاي جهاني كاهش يافت و در عين حال ما نمي‌توانستيم از آنها شكايت كنيم. البته هنوز هم علائم تجاري و ارزش طرح‌ها و علائم صنعتي و تجاري براي ما شناخته شده نيست. در گذشته هم برخي تجارتخانه‌ها به عنوان مشخصه خودشان عقابي روي بسته محصولات خود مي‌كشيدند ولي نمي‌دانستند كه اين علامت چه تاثيراتي دارد. براي نمونه بايد بگويم كه ارزش علامت تجاري كوكاكولا را حدود ۱۳ ميليارددلار ارزيابي كرده‌اند و محصولات اين شركت در تمام كشورهاي دنيا شناخته شده است.


    حتي وقتي هم كه در سال ۱۳۱۰ قانون ثبت اختراعات و علائم تجاري در ايران به تصويب رسيد، حدود ۹۹ درصد از علائم ثبت شده، مربوط به شركت‌هاي خارجي بود و خارجي‌ها براي ثبت علائم خودشان به اداره ثبت شركت‌ها و علائم ايران مراجعه مي‌كردند و نهايتا ايران در سال ۱۳۳۸ و تحت فشارهاي بين‌المللي ناگزير شد به كنوانسيون پاريس ملحق شود كه يك كنوانسيون بين‌المللي در جهت حمايت از اختراعات و علائم تجاري و مالكيت صنعتي است.

     

    به نقل از:

    روزنامه اعتماد ملي


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :
تعداد بازدید کنندگان کل :
تا کنون :
23130223
اکنون :
369